ديگر نگران نمازهاي قضاي خود
ديگر نگران نمازهای قضای خود پس از فوت نباشيد

ديگر نگران نمازهای قضای خود پس از فوت نباشيد

( بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید (اسوپ، افسانهنویس یونانی
( برنامههای توسعه مدیریتی ما در محل كار صورت میگیرد نه در كلاسهای مختلف آموزشی. (ژوزف شرسن
( ترجیح میدهم كه ملتم به سیاستهای اقتصادی من بخندند تا اینكه از ولخرجیهایم گریان شوند. (پادشاه سوئد
( برای آنكه مدیر شوید باید از پایین شروع كنید استثناء هم وجود ندارد. (هنری بلاك
( با هشت ساعت كار صادقانه در روز میتوانید به ریاست برسید و روزی 12 ساعت كار كنید. (رابرت فراست
( برای بهبود ارتباطات كامپیوتری باید كمر بوروكراسی ایجاد شده را شكست. (مایكل آلبرشت
مدیران نالایق اغلب به نصیحت و مشاوره آخرین كسی كه با او صحبت مینماید گوش میكند. (وارن بنیس
مدیر باید جرأت آن را داشته باشد كه گاهی برخلاف رأی متخصصان عمل كند. (جیمز كالاگان
هیچ چیز برای كارمندان ارزشمندتر از سهیم كردن آنها در چرخه تصمیمگیری نیست. (جودیت باردویك
( مدیریت مشاركتی این است كه افراد مناسب را در زمان مناسب در چرخه تصمیمگیری وارد كنیم. (واین بارلو
( با احتیاط بیندیشید اما با قاطعیت عمل كنید. (چارلز كالب كلتن
( دیگران را عفو كنید. (بابیلیوس سایروس
( سرپرست باید قبل از هرگونه اقدام انضباطی، تذكرات و اخطارهای لازم را بدهد. (موریس تراتر
( تجربه را نمیتوان خلق كرد باید آن را تجربه كرد. (آلبرت كامو
( تجربه فرزند اندیشه است و اندیشه فرزند عمل. (بنجامین دیزرائیلی
رمز موفقیت، ثبات در پیگیری هدف است. (بنجامین دیرائیلی
اهداف بایستی مشخص، واقعگرایانه و قابل سنجش باشند. (ویلیام دایر
هدف بزرگ زندگی، دانش نیست، عمل است. (توماس هنری هاكسلی
( تجربه خوب است اما به شرطی كه برای آن بهای گزاف نپردازیم. (باربر، كتاب هزار ضربالمثل
( از خشم انسانهای صبور برحذر باشید. (جان درایدن
( كلمات و جملات خوب، پرارزش و كم هزینهاند. (جورج هربرت
( خطا را محكوم كن نه خطاكار را. (ویلیام شكسپیر
جمعآوری اطلاعات به عنوان اساس كار مدیریت است برای همین است كه اكثر وقت روزانهام را صرف آن میكنم. (اندرو گراو
تجربه نامی است كه شخص برای اشتباهاتش انتخاب میكند. (اسكاروایلد
یك راه كاملاً مؤثر برای كسب اطلاعات كه توسط اكثر مدیران نادیده گرفته میشود بازدید از قسمتها و مشاهده مستقیم وقایع است. (اندرو گراو
بوروكراسی نه تنها مانعی بر سر راه دموكراسی نیست بلكه مكمل اجتنابناپذیر آن نیز هست. (ژوزف شومپیتر
اگر شرایط افراد ساعی و سختكوش بهتر از شرایط افراد كامل و تنبل نباشد، بنابراین دلیلی برای سختكوشی وجود نخواهد داشت. (جرمی بنتام
به عنوان یك نظریه كلی، جبران خدمت براساس حقوق ثابت و بدون تغییر در هیچ گروه و طبقهای باعث ایجاد حداكثر علاقه نمیشود. (جان استوارت میل
شخصی مدیر را اینگونه توصیف میكند: مدیر كسی است كه با مراجعان ملاقات میكند تا بقیه كاركنان به كارشان برسند. (هنری مینتزبرگ
مشكلات مدیریت همیشه به مشكلات مردم تبدیل میشود. (سرپیتر دراكر
بسیاری از بهترین مشاغل در حقیقت وجود ندارند مگر اینكه فرد مناسبی را برای آنها استخدام كنیم. (جیمز چالنجر
مادامی كه انسان در سر راه خود بایستد به نظر میرسد همه چیز سد راه اوست. (رالف والدو امرسون
اگر فكر میكنید كه رئیستان ابله است به خاطر داشته باشید كه اگر باهوشتر بود، بیكار میشدید. (آلبرت گرانت
اگر انتظار پیشرفت و بهسازی كاركنان را دارید بایستی به آنها مسئولیت بدهید، باید به آنها بگوئید كه اهدافشان چیست و باید به آنها اجازه دهید كه كارشان را بكنند. (دیوید رادمن
شما مجبور نیستید كه رئیستان را دوست داشته باشید و او را تحسین كنید. همچنین نباید از وی متنفر باشید در هر حال باید او را به گونهای اداره كنید كه بتواند منبعی برای موفقیت شخصی شما و موفقیت سازمان باشد. (پیتر دراكر
هیچ چیز محال نیست و هر كاری راهی دارد، اگر به اندازه شایسته، اراده داشته باشیم، به قدر كافی وسایل پیدا میكنیم. (لاروشفو كولد
از مخالفت نهراسید، فقط وقتی بادبادك میتواند بالا رود كه با باد مخالف مواجه شود. (چرچیل
موفقیت از آن كسانی نیست كه هر گز دچار ناكامی نمیشوند بلكه متعلق به آنهایی است كه هرگز از تجدید مبارزه، بیم و هراس ندارند. (هانری كپ
رهبری یكی از چیزهایی است كه نمیتوان آن را به كسی محول كرد یا باید آن را اجرا كنید و یا از آن كنارهگیری كنید. (رابرت گوی زویتا
( انسان آنقدر ترقی میكند تا به جایی میرسد كه دیگر كارآیی خود را از دست میدهد. (پیتر دراكر)
هنر پیشرفت آن است كه نظم را در میان تغییر و تغییر را در میان نظم حفظ كنید. (وایتهد)
( هیچ چیز غیر از تغییر پایدار نیست. (هراكلیتوس
( استعداد بزرگ بدون وجود اراده بزرگ وجود ندارد. (بالزاك
( این مقام نیست كه رهبر را میسازد، رهبر است كه مقام را میسازد. (استانلی هافی
( تنها عامل مؤثر برای نفوذ در دیگران آن است كه نظر آنان را به مشاركت و همكاری جلب كنید. (هری اوراستریت
رمز موفقیت فرد در زندگی این است كه برای لحظاتی كه قرار است عهدهدار مسئولیت رهبری شود آماده باشد. بنجامین دیزرائیلی
رهبر كسی است كه بیش از دیگران میبیند، فراتر از آنچه كه دیگران میبینند، میبیند و قبل از دیگران میبیند. لروی ایمز
بهترین مدیر كسی است كه قادر است افرادی خوب را برای كارهایی كه میخواهد انجام شود انتخاب كند و آن قدر خوددار باشد تا از مداخله در كارهایی كه آنها انجام میدهند پرهیز كند. (تئودور روزولت
( زمانی كه شما رهبر میشوید، حق فكر كردن را از دست میدهید. (جرالد بروكس
یك رهبر كسی است كه از بلندترین درختان بالا میرود، تمام موقعیت را در نظر میگیرد و فریاد میزند: «جنگل را اشتباه آمدهام.»
با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگ بسازی.(اریک کستنر نویسنده المانی)
خدا هیچ یک از اینها که می گویند نیست .او عاشق انسان نیست بلکه معشوق اوست .ساکنی است که جهان از او در حرکت است. (ارسطو)
كسی كه شاد و خندان است همیشه چیزی برای شادمانی پیدا میكند. (شوپنهاور)
انسان سه راه دارد: راه اول از اندیشه میگذرد، این والاترین راه است. راه دوم از تقلید میگذرد، این آسانترین راه است. و راه سوم از تجربه میگذرد، این تلخترین راه است.(کنفسیوس)
دیروز سپری شده،امروزم را دوست دارم و از فردای خود نمی هراسم. (ویلیام آلن هوایت)
به ادامه مطلب توجه بفرمایید...
rthfy.jpg)

شنبه ها:کلیمیها ،در دیر، واسه سلامتی همه دعا میکنن
یکشنبه ها:مسیحیا ،میرن کلیسا در مراسم عشای ربانی
برای همه انسانها آرزوی شادی میکنن
دوشنبه ها:زرتشتی ها، به دور آتش برای همگان
آرزوی عشق ونیکی میکنن
پنشنبه ها:بودائی ها، میرن به معبد برای صلح جهانی دعا میکنن
جمعه ها:ایرانیها میرن نماز جمعه واسه نصف دنیا آرزوی مرگ میکنند
روزی دو بازرگان به حساب معامله هایشان می رسیدند.در پایان،یکی از آن دو به دیگری گفت:طبق حسابی که کردیم من یک دینار به تو بدهکار هستم. بازرگان دیگر گفت:اشتباه می کنی!تو یک و نیم دینار به من بدهکار هستی؟ آن دو بر سر نیم دینار با هم اختلاف پیدا کردند و تا ظهر برای حل آن با هم حرف زدند اما باز هم اختلاف ،سر جایش ماند.هر دو بازرگان از دست هم خشمگین شدند و با سر و صدا تا غروب آفتاب با هم در گیر بودند. سر انجام بازرگان اولی خسته شد وگفت:بسیار خوب!تو درست می گویی! یک روز وقت ما به خاطر نیم دینار به هدر رفت. سپس یک و نیم دینار به بازرگان دوم داد. بازرگان دوم پول را گرفت و به سمت خانه اش به راه افتاد.
روزی كه از روستا آمدیم
من پرویز پرستویی هستم؛ متولد 1334. 3سال بعد از تولدم بود كه خانوادهمان، از روستا به تهران آمدند. وقتی به تهران آمدیم به دروازه غار رفتیم؛ جنوب شهر. تا سال 48 آنجا بودیم؛ خانه قمرخانم، از این خانههای كندویی و كارگری. مستأجر بودیم. وضعیتمان خوب نبود. سختی میكشیدیم. مادرمان، بیشتر از همه سختی میكشید. پدرم دستفروش بود. از همین بلوریهای اینجا، جنسهای بلوری میگرفت و میرفت كرج. با درشكه میبرد آنجا. آنجا هم كارتن را روی سرش میگذاشت و بلور میفروخت. هر روز این كار را میكرد تا اینكه یك روز مادرم، به پدرم گفت: «نمیخواهد بروی سركار.» بعد از مدتی، فهمیدیم كه مادر، پولدار شده است. قرار بود برویم خانه بخریم. اما با كدام پول؟ مادر پسانداز كرده بود، 11هزار تومان. از همان پولهای خرجی كه پدرم میداد. هیچ كداممان خبردار نشدیم. آمدیم ته یكی از كوچههای خیابان عباسی و خزانه بخارایی، نرسیده به ترمینال، خانهای گرفتیم 2 طبقه که 5 اتاق داشت. هیچكس از این كار مادر خبردار نشده بود، همه پولها را بدون اینكه كسی خبردار شود، در متكا قایم میكرد. اینجوری بود كه ما خانهدار شدیم.
23 روز تعطیلات رسمی + 52 روز جمعه + 28 روز مرخصی استحقاقی
....... روز مرخصی استعلاجی
سرجمع تقریبا" 110 روز از 365 روز فتیله ......
همکار عزیز ؛ برو حالش رو ببر
