<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://mortezabojari.loxblog.com</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com</link>
<description>شاید زندگی آن جشنی نباشد که انتظارش را داشتی حال که به آن دعوت شده ای تا میتوانی زیبا برقص</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>نكاتی خواندنی از زبان مدیران موفق جهان</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com/نكاتی-خواندنی-از-زبان-مدیران-موفق-جهان</link>
<guid>https://mortezabojari.loxblog.com/نكاتی-خواندنی-از-زبان-مدیران-موفق-جهان</guid>

<description><![CDATA[
 
(&nbsp;بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید (اسوپ، افسانه&zwnj;نویس یونانی
   
&nbsp;
(&nbsp;برنامه&zwnj;های توسعه مدیریتی ما در محل كار صورت می&zwnj;گیرد نه در كلاس&zwnj;های مختلف آموزشی. (ژوزف شرسن
&nbsp;
 
(&nbsp;ترجیح می&zwnj;دهم كه ملتم به سیاست&zwnj;های اقتصادی من بخندند تا اینكه از ولخرجیهایم گریان شوند. (پادشاه سوئد
 
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;برای آنكه مدیر شوید باید از پایین شروع كنید استثناء هم وجود ندارد. (هنری بلاك
 
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;&nbsp;با هشت ساعت كار صادقانه در روز می&zwnj;توانید به ریاست برسید و روزی 12 ساعت كار كنید. (رابرت فراست
 
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;برای بهبود ارتباطات كامپیوتری باید كمر بوروكراسی ایجاد شده را شكست. (مایكل آلبرشت
 
&nbsp;
&nbsp;
 
مدیران نالایق اغلب به نصیحت و مشاوره آخرین كسی كه با او صحبت می&zwnj;نماید گوش می&zwnj;كند. (وارن بنیس
 
&nbsp;
&nbsp;
 
مدیر باید جرأت آن را داشته باشد كه گاهی برخلاف رأی متخصصان عمل كند. (جیمز كالاگان
 
&nbsp;
&nbsp;
 
هیچ چیز برای كارمندان ارزشمندتر از سهیم كردن آنها در چرخه تصمیم&zwnj;گیری نیست. (جودیت باردویك
 
&nbsp;
&nbsp;
 
( &nbsp;مدیریت مشاركتی این است كه افراد مناسب را در زمان مناسب در چرخه تصمیم&zwnj;گیری وارد كنیم. (واین بارلو
 
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;با احتیاط بیندیشید اما با قاطعیت عمل كنید. (چارلز كالب كلتن
 
&nbsp;
&nbsp;
 
( &nbsp;دیگران را عفو كنید. (بابیلیوس سایروس
 
&nbsp;
&nbsp;
 
( &nbsp;سرپرست باید قبل از هرگونه اقدام انضباطی، تذكرات و اخطارهای لازم را بدهد. (موریس تراتر
 
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;تجربه را نمی&zwnj;توان خلق كرد باید آن را تجربه كرد. (آلبرت كامو
 
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;&nbsp;تجربه فرزند اندیشه است و اندیشه فرزند عمل. (بنجامین دیزرائیلی
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;رمز موفقیت، ثبات در پیگیری هدف است. (بنجامین دیرائیلی
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;اهداف بایستی مشخص، واقعگرایانه و قابل سنجش باشند. (ویلیام دایر
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;هدف بزرگ زندگی، دانش نیست، عمل است. (توماس هنری هاكسلی
 
&nbsp;
( &nbsp;تجربه خوب است اما به شرطی كه برای آن بهای گزاف نپردازیم. (باربر، كتاب هزار ضرب&zwnj;المثل
&nbsp;
 
(&nbsp;از خشم انسان&zwnj;های صبور برحذر باشید. (جان درایدن
 
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;كلمات و جملات خوب، پرارزش و كم&zwnj; هزینه&zwnj;&zwnj;اند. (جورج هربرت
 
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;خطا را محكوم كن نه خطاكار را. (ویلیام شكسپیر
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;جمع&zwnj;آوری اطلاعات به عنوان اساس كار مدیریت است برای همین است كه اكثر وقت روزانه&zwnj;ام را صرف آن می&zwnj;كنم. (اندرو گراو
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;تجربه نامی است كه شخص برای اشتباهاتش انتخاب می&zwnj;كند. (اسكاروایلد
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;یك راه كاملاً مؤثر برای كسب اطلاعات كه توسط اكثر مدیران نادیده گرفته می&zwnj;شود بازدید از قسمت&zwnj;ها و مشاهده مستقیم وقایع است. (اندرو گراو
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;بوروكراسی نه تنها مانعی بر سر راه دموكراسی نیست بلكه مكمل اجتناب&zwnj;ناپذیر آن نیز هست. (ژوزف شومپیتر
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;اگر شرایط افراد ساعی و سختكوش بهتر از شرایط افراد كامل و تنبل نباشد، بنابراین دلیلی برای سختكوشی وجود نخواهد داشت. (جرمی بنتام&nbsp;
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;به عنوان یك نظریه كلی، جبران خدمت براساس حقوق ثابت و بدون تغییر در هیچ گروه و طبقه&zwnj;ای باعث ایجاد حداكثر علاقه نمی&zwnj;شود. (جان استوارت میل&nbsp;
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;شخصی مدیر را اینگونه توصیف می&zwnj;كند: مدیر كسی است كه با مراجعان ملاقات می&zwnj;كند تا بقیه كاركنان به كارشان برسند. (هنری مینتزبرگ
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;مشكلات مدیریت همیشه به مشكلات مردم تبدیل می&zwnj;شود. (سرپیتر دراكر
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;بسیاری از بهترین مشاغل در حقیقت وجود ندارند مگر اینكه فرد مناسبی را برای آنها استخدام كنیم. (جیمز چالنجر
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;مادامی كه انسان در سر راه خود بایستد به نظر می&zwnj;رسد همه چیز سد راه اوست. (رالف والدو امرسون
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;اگر فكر می&zwnj;كنید كه رئیستان ابله است به خاطر داشته باشید كه اگر باهوش&zwnj;تر بود، بیكار می&zwnj;شدید. (آلبرت گرانت
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;اگر انتظار پیشرفت و بهسازی كاركنان را دارید بایستی به آنها مسئولیت بدهید، باید به آنها بگوئید كه اهدافشان چیست و باید به آنها اجازه دهید كه كارشان را بكنند. (دیوید رادمن&nbsp;
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;شما مجبور نیستید كه رئیستان را دوست داشته باشید و او را تحسین كنید. همچنین نباید از وی متنفر باشید در هر حال باید او را به گونه&zwnj;ای اداره كنید كه بتواند منبعی برای موفقیت شخصی شما و موفقیت سازمان باشد. (پیتر دراكر
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;هیچ چیز محال نیست و هر كاری راهی دارد، اگر به اندازه شایسته، اراده داشته باشیم، به قدر كافی وسایل پیدا می&zwnj;كنیم. (لاروشفو كولد
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;از مخالفت نهراسید، فقط وقتی بادبادك می&zwnj;تواند بالا رود كه با باد مخالف مواجه شود. (چرچیل
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;موفقیت از آن كسانی نیست كه هر گز دچار ناكامی نمی&zwnj;شوند بلكه متعلق به آنهایی است كه هرگز از تجدید مبارزه، بیم و هراس ندارند. (هانری كپ
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;رهبری یكی از چیزهایی است كه نمی&zwnj;توان آن را به كسی محول كرد یا باید آن را اجرا كنید و یا از آن كناره&zwnj;گیری كنید. (رابرت گوی زویتا
 
&nbsp;
( &nbsp;انسان آنقدر ترقی می&zwnj;كند تا به جایی می&zwnj;رسد كه دیگر كارآیی خود را از دست می&zwnj;دهد. (پیتر دراكر)
&nbsp;&nbsp;هنر پیشرفت آن است كه نظم را در میان تغییر و تغییر را در میان نظم حفظ كنید. (وایتهد)
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;هیچ چیز غیر از تغییر پایدار نیست. (هراكلیتوس
 
&nbsp;
&nbsp;
 
( &nbsp;استعداد بزرگ بدون وجود اراده بزرگ وجود ندارد. (بالزاك
 
&nbsp;
&nbsp;
 
( &nbsp;این مقام نیست كه رهبر را می&zwnj;سازد، رهبر است كه مقام را می&zwnj;سازد. (استانلی هافی
 
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;تنها عامل مؤثر برای نفوذ در دیگران آن است كه نظر آنان را به مشاركت و همكاری جلب كنید. (هری اوراستریت
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;رمز موفقیت فرد در زندگی این است كه برای لحظاتی كه قرار است عهده&zwnj;دار مسئولیت رهبری شود آماده باشد. بنجامین دیزرائیلی
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;&nbsp;رهبر كسی است كه بیش از دیگران می&zwnj;بیند، فراتر از آنچه كه دیگران می&zwnj;بینند، می&zwnj;بیند و قبل از دیگران می&zwnj;بیند. لروی ایمز
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;بهترین مدیر كسی است كه قادر است افرادی خوب را برای كارهایی كه می&zwnj;خواهد انجام شود انتخاب كند و آن قدر خوددار باشد تا از مداخله در كارهایی كه آنها انجام می&zwnj;دهند پرهیز كند. (تئودور روزولت
 
&nbsp;
&nbsp;
 
(&nbsp;زمانی كه شما رهبر می&zwnj;شوید، حق فكر كردن را از دست می&zwnj;دهید. (جرالد بروكس
 
&nbsp;
&nbsp;
 
&nbsp;&nbsp;یك رهبر كسی است كه از بلندترین درختان بالا می&zwnj;رود، تمام موقعیت را در نظر می&zwnj;گیرد و فریاد می&zwnj;زند: &laquo;جنگل را اشتباه آمده&zwnj;ام.&raquo;

&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:05:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ديگر نگران نمازهاي قضاي خود</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com/ديگر-نگران-نمازهاي-قضاي-خود</link>
<guid>https://mortezabojari.loxblog.com/ديگر-نگران-نمازهاي-قضاي-خود</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
 
&nbsp;

ديگر نگران نمازهای قضای خود پس از فوت نباشيد

&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
 
(We Made it easy for you)
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
 
جهت رفاه حال اموات محترم با مراجعه به سايت نمازگزار و پرداخت وجه النماز به راحتی می توان مساله نماز قضا را در زمان حسابرسی نامه اعمال پيچاند!
&nbsp;
پس از پرداخت وجه مربوطه، به صورت اتوماتيک نمازهای قضای مربوطه از نامه اعمال شما کسر خواهد شد منتها احتياط مستحب آن است که، رسيد پرداخت وجه و کد پيگيری مربوطه &nbsp;به همراه مِيِت دفن شود که انشاءلله برای متوفی در آن دنيا مشکلی پيش نيايد.
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:05:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>من به اندازه یک مجلس ختم، دوستانی دارم</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com/من-به-اندازه-یک-مجلس-ختم-دوستانی-دارم</link>
<guid>https://mortezabojari.loxblog.com/من-به-اندازه-یک-مجلس-ختم-دوستانی-دارم</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
چه رفیقان عزیزی&nbsp;
که بدین راه دراز
&nbsp;بر شکوه سفر آخرتم ، افزودند
اشک در چشم ، کبابی خوردند
&nbsp;قبل نوشیدن چای ، همه از خوبی من می گفتند
ذکر اوصاف مرا،&nbsp;
که خودم هیچ نمی دانستم !
&nbsp;نگران بودم من،&nbsp;
که برادر به غذا میل نداشت
دست بر سینه دم در استاد
&nbsp;و غذا هیچ نخورد
راستی هم که برادر خوب است



&nbsp;
&nbsp;

گر چه دیر است، ولی فهمیدم
که عزیز است برادر، اگر از دست رود
و سفرباید کرد،&nbsp;
تا بدانی که تو را می خواهند
دست تان درد نکند ،&nbsp;
ختم خوبی که به جا آوردید
اجرتان پیش خدا
&nbsp;عکس اعلامیه هم عالی بود،
&nbsp;کجی ِ روبان هم،
&nbsp;ایدۀ نابی بود !
&nbsp;متن خوبی که حکایت می کرد&nbsp;
که من خوب عزیز
ناگهانی رفتم
&nbsp;و چه ناکام و نجیب
دعوت از اهل دلان،
&nbsp;که بیایند بدان مجلس سوگ
روح من شاد کنند&nbsp;
و تسلای دل اهل حرم
ذکر چند نام در آن برگه ی &nbsp;پر سوز و گداز
که بدانند همه،
&nbsp;ما چه فامیل عظیمی داریم !!!
&nbsp;&nbsp;رخصتی داد حبیب،
&nbsp;که بیایم آنجا
آمدم مجلس ترحیم خودم،&nbsp;
همه را می دیدم
همه آنهایی، که در ایام حیات،
من &nbsp;نمی دیدمشان
همه آنهایی که نمی دانستم،
عشق من در دلشان ناپیداست !
واعظ &nbsp;، از من می گفت،&nbsp;
حس کمیابی بود
از نجابت هایم،
از همه خوبی هام !
&nbsp;و به خانم ها گفت: اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر
سینه اش صاف نمود
&nbsp;و به آواز بخواند:
&nbsp;&quot;&nbsp;مرغ باغ ملکوتم نیــَم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم&quot;
&nbsp;راستی این همه اقوام و رفیق&nbsp;
من خجل از همه شان !!!
&nbsp;من که یک عمر گمان می کردم&nbsp;تنهایم&nbsp;
و نمی دانستم
من به اندازۀ یک مجلس ختم،
&nbsp;دوستانی دارم&nbsp;!!!

&nbsp;


&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:05:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>از لحظات زندگی لذت ببرید</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com/از-لحظات-زندگی-لذت-ببرید</link>
<guid>https://mortezabojari.loxblog.com/از-لحظات-زندگی-لذت-ببرید</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;


    
        
        
    






یکی&nbsp;از صبح&zwnj;های سرد ماه ژانویه در سال ۲۰۰۷، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می نواخت.
او به مدت ۴۵ دقیقه، ۶ قطعه از باخ را نواخت.
در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می&zwnj;رفتند.
بعد از سه دقیقه یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد.
او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود

۴ دقیقه بعد:
ویولنیست، نخستین دلارش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد

۵ دقیقه بعد:
مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت

۱۰ دقیقه بعد:
پسربچه سه&zwnj;ساله&zwnj;ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می&zwnj;کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد. پسربچه در حالی که دور می&zwnj;شد، به عقب نگاه می&zwnj;کرد و ویولنیست را می&zwnj;دید. چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها بچه&zwnj;ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند

۴۵ دقیقه بعد:
نوازنده بی&zwnj;توقف می&zwnj;نواخت. تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند. بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه داند. ویولینست، در مجموع ۳۲ دلار کاسب شد

یک ساعت بعد
مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد. هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد

بله. هیچ کس این نوازنده را نمی&zwnj;شناخت و نمی&zwnj;دانست که او &laquo;جاشوآ بل&raquo; است، یکی از بزرگ&zwnj;ترین موسیقی&zwnj;دان&zwnj;های دنیا.
او یکی از بهترین و پیچیده&zwnj;ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن&zwnj;اش که ۳٫۵ میلیون دلار می&zwnj;ارزید، نواخته بود.
تنها دو روز قبل، جاشوآ بل در بوستون کنسترتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی&zwnj;اش به طور متوسط ۱۰۰ دلار بود

این یک داستان واقعی است.
واشنگتن پست در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم، ترتیبی داده بود که جاشوآ بل به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد. سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می&zwnj;شوند در یک محیط معمولی در یک ساعت نامناسب، آیا ما متوجه زیبایی می&zwnj;شویم؟ آیا برای قدردانی و لذت بردن از این زیبایی توقف می&zwnj;کنیم؟ آیا ما می توانیم نبوغ و استعداد را در یک بافت غیرمنتظره، کشف کنیم؟

نتیجه&zwnj;ای که از این داستان گرفته شد:
اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به یکی از بهترین موسیقی&zwnj;دان&zwnj;های دنیا که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی&zwnj;های نوشته شده با یکی از بهترین سازهای دنیاست، نداریم
پس
از چند چیز خوب دیگر در زندگی&zwnj;مان غفلت می&zwnj;کنیم؟







&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:05:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کار و کاسبی 10فوتبالیست پولدار ایران !</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com/کار-و-کاسبی-10فوتبالیست-پولدار-ایران</link>
<guid>https://mortezabojari.loxblog.com/کار-و-کاسبی-10فوتبالیست-پولدار-ایران</guid>

<description><![CDATA[


فوتبالیست ها را باید قشری دانست که اصطلاحا &laquo;پولدارند&raquo;؛ افرادی که سردمدار آنها را باید علی دایی دانست. فردی که در کنار موفقیت های بزرگ فوتبال، حالا یکی از مردان بزرگ بیزینس است. در زیر اشاره ای می کنیم به 10 فوتبالیست برتر ایران در حوزه کسب و کار.
کسب و کار: موضوع کسب و کار و فعالیت های اقتصادی، فرآیندی است که اصلا نیاز نیست یک فرد تخصصی در این حوزه داشته باشد یا به این فکر کندکه می تواند فرد توانمندی باشد یا خیر. در بازی اقتصاد و کسب و کار، پول و سرمایه حرف اول را می زند. به عبارتی پول و سرمایه که باشد، با کمی تکیه بر فکر و تجربه دیگران می توان فرد موفق بود.
فردی که اگر کمی هم شهرت پشت سر داشته باشد، مسیر موفقیت را با سرعتی ورای تصور خواهد پیمود. فوتبالیست ها اتفاقا از همین دست افراد موفق هستند. به طور عامیانه فوتبالیست ها را باید قشری دانست که اصطلاحا &laquo;پولدارند&raquo;؛ افرادی که از نگاه همگان غم آب و نان ندارند.
اما این دلیل نمی شود آنها به قراردادهای چند صد میلیونی فوتبال بسنده کنند و به فکر این نباشند که رمایه های خود را &ndash; که اتفاقا کم هم نیست &ndash; در کارهای دیگر به کار نگیرند. این قشر که کم تعداد هم نیستند، از چند سال پیش و در پی بالا رفتن دستمزدبازیکنان فوتبال، یکی پس از دیگری پا در فضای کسب و کار گذاشتند.
افرادی که سردمدار آنها را باید علی دایی دانست. فردی که در کنار موفقیت های بزرگ فوتبال، حالا یکی از مردان بزرگ بیزینس است. در زیر اشاره ای می کنیم به 10 فوتبالیست برتر ایران در حوزه کسب و کار.
1- علی دایی، آقای پولدار فوتبال ایران
علی دایی آن روز که از اردبیل راه تهران را برای ادامه تحصیل در پیش گرفت، شاید فکر نمی کرد روزی آنقدر پولدار شود که مهمترین رکن زندگی در دنیای مدرن امروز، برایش در اولویت چندم قرار بگیرد. دایی را باید مرد شماره یک اقتصاد فوتبال و حتی ورزش ایران دانست. او که از کنار فوتبال به همه جا رسید و همه نیازهای مالی خود و اطرافیان نزدیکش را مرتفع کرد، این روزها علاوه بر عضویت در اتاق بازرگانی تهران، به عنوان یک تاجر جوان همچنان به دنبال ساخت یک شهرک توریستی در اطراف چالوس است.
آقای گل فوتبال جهان علاوه بر مالکیت چندین فروشگاه و گالری کفش و لباس در مراکز خرید یوسف آباد، منیریه، میدان محسنی و میلاد نور، نمایندگی انحصاری محصولات آدیداس و نایک را هم در ایران دارد و در کنار اینها یک کمپانی تولید البسه ورزشی را هم از چند سال پیش با نام و برند خود ایجاد کرده و پوشاک ورزشی بسیاری از باشگاه ها را تولید می کند.
دایی البته در کنار تمام تلاش هایش در حوزه کسب و کار در تمام این سال ها هیچ گاه از فوتبال فاصله نگرفته و بعد از کنار گذاشته شدن از پرسپولیس، دو فصل است هدایت تیم فوتبال راه آهن را برعهده دارد. حرفه ای که دایی در آن هم مثل حوزه اقتصاد، تحصیل و بازی فوتبال موفق بوده و قراردادهای کلانی به واسطه جاذبه شخصی و جایگاهش منعقد می کند. ناگفته نماند در کنار همه اینها دایی دستی هم در کارهای خیر دارد.
&nbsp;
2- خداد اد عزیزی، مرد پرحاشیه اما موفق
چهره پر دردسر، جنجالی، پرحاشیه اما با نمک دهه 70 و 80 فوتبال ایران را هم باید یکی از مردان موفق در حوزه کسب و کار و فعالیت های اقتصادی دانست. او که به لطف درخشش در مسابقات مقدماتی جام جهانی 98 و ثبت حماسه ملبورن به اسطوره فراموش نشدنی ما ایرانی ها بدل شدت و بلافاصله راه فوتبال اروپا و کشور آلمان را در پیش گرفت، پس از پایان دوران حرفه ای فوتبال، اگرچه یکی از مربیان خاص و پرحاشیه اما کم اثر فوتبال کشور هم به شمار می رود، در طول همه این سال ها نشان داده است که شم اقتصادی خوبی دارد و بسیار با مهارت فکرش را در این مسیر به کار گرفته است. او ابتدای فعالیت اقتصادی خود را با سرمایه گذاری در حوزه پوشاک ورزشی آغاز کرد و همراه با مجید ساعدی فر کمپانی تولید پوشاک &laquo;مجید&raquo; را که معروفترین برند داخلی است، راه اندازی کرد.
خداداد اما خیلی زود به این نتیجه رسید که سرمایه گذاری در حوزه پوشاک وقت تلف کردن است و سرمایه اش را در بخش های دیگری به کار گرفت. از معاملات املاک تا ساختمان سازی و این اواخر هم واردات قطعات خودروهای خارجی. او البته این روزها بخشی از سرمایه خود را به دبی برده و یک شرکت تولید قطعات یدکی خودرو هم در کشور سنگاپور احداث کرده است.
این شرکت به نظر می رسد درآمد بسیاری برای حماسه ساز ملبورن دارد و او را راضی نگه داشته است. خداداد اخیرا و بعد از یک دوره حضور در باشگاه ابومسلم به عنوان مدیر فنی، فعالیت خاصی در حوزه فوتبال ندارد.
&nbsp;
3- علی کریمی، شماره 8 پولدار
شماره هشت تاریخی فوتبال ایران، سال ها قبل پیش از آنکه ردای جادوگری بر تن کند، در کرج مسافرکشی می کرد. او یک پیکان گوجه ای داشت. دورانی که به عنوان یک پدیده در فتح تهران بازی می کرد. او وقتی که به پرسپولیس هم پیوست، قبل و بعد از تمرین با ماشین خود کار می کرد تا خرج خود را دربیاورد. از آن روز که فوتبال و زندگی روی خوشش را به علی کریمی نشان داد، توانست به اندوخته های مالی بسیار دست یابد.
حضور چند ساله در سطح اول فوتبال دنیا و مهمتر از آن، عقد قراردادهای میلیاردی با تیم های عربی حوزه خلیج فارس، رفته رفته از علی کریمی مردی پولدار و اغقتصادی ساخت. او جدا از تمام موفقیت های ریز و درشتش در فوتبال و البته منهای تمام محبوبیتی که در این حوزه برای خود به دست آورد، در حوزه کسب و کار هم مردی است که توانایی زیادی دارد.
کریمی فعالیت خود را در فضای اقتصادی و کسب و کار از شراکت با حامد کاویانپور در بحث ساخت و ساز آغاز کرد ولی در ادامه به تیم دو نفره خداد و مجید ساعدی فر در شرکت پوشاک &laquo;مجید&raquo; پیوست و سرمایه گذاری در این حوزه را آغاز کرد و امروز هم به تنهایی ساخت و ساز ساختمان را در دستور کار دارد. کریمی اخیرا ویلایی در منطقه خوش آب و هوای لواسان ساخته که چند میلیارد هزینه روی دستش گذاشته است. کریمی هم مثل علی دایی، اهل بذل و بخشش بین فقرا و ایتام است.
&nbsp;
4- کریم باقری، علاقه مند به فرش و کامیون
کریم باقری هم از جمله تبریزی های محبوب فوتبال ایران، علی الخصوص باشگاه پرسپولیس است. کریم باقری از جمله آخرین نفرات نسل طلایی فوتبال ایران بود که اتفاقا در همان دوره ترانسفر دایی و خداداد، او نیز در سطح اول فوتبال آلمان و باشگاه آرمینیا بیلیفلد توپ می زد.
&laquo;آقا کریم&raquo; هواداران پرسپولیس، برخلاف دایی و خداداد که بعد از پایان دوران حرفه ای فوتبالشان راه بازار کسب و کار را در پیش گرفتند، در همان دوران فوتبالی اش از آنجا که علاقه بسیاری به &laquo;ولوهای زردرنگ&raquo; سوئدی داشت، با کمک پدرش هر چه پول داشت در همین راه هزینه کرد و چند دستگاه از همین کامیون ها خرید. کریم باقری به همراه پدر همسرش هم یکی از تجار معروف فرش ایران و تبریز در دنیای فرش است.
تجارتی که به نظر سود بسیاری برای مرد کم حاشیه فوتبال ایران داشته و او به منابع مالی بسیاری از این راه رسیده است. باقری این روزها از دور و نزدیک با باشگاه پرسپولیس همکاری می کند.
&nbsp;
5- مهدی مهدوی کیا، ملاک بزرگ
مهدی مهدوی کیا از آن دست بازیکنانی است که به واسطه حضور قریب به یک دهه ای در فوتبال آلمان، سرمایه بسیاری کسب کرده است. او که به واسطه سال ها حضور در تیم فوتبال هاغمبورگ، امروز به یکی از اسطوره های این باشگاه متمول و بزرگ آلمانی بدل شده است، در فضای اقتصاد و کسب و کار علاقه زیادی به ملک دارد و تقریبا همه داشته های مالی اش را در مسیر خرید املاک، آن هم در آلمان و تهران به کار گرفته است.
موشک سال های گذشته هامبورگ، اگرچه این روزها کم فروغ تر از همیشه از جمله کاپیتانان پرسپولیس به شمار می رود، اخیرا سرمایه گذاری در بخش صادرات و واردات را نیز آغاز کرده و حتی علاقه زیادی به زمین های کشاورزی پدرش در یکی از روستاهای اراک دارد.
&nbsp;
6- قلعه نویی، مرد شیک پسند فوتبالژنرال استقلالی ها آنقدر درگیر مربیگری در لیگ برتر است که کمتر فرصت رسیدن به امور دیگر را دارد. او که همیشه مدعی است بزرگترین قرارداد مالی تاریخ فوتبال ایران را به خاطر استقلال رد کرده، بیشترین درآمدش از محل مربیگری در لیگ برتر است. او که حالا به عنوان پرافتخارترین مربی فوتبال ایران سالانه مبالغ بسیاری از باشگاه های لیگ برتر می گیرد، در کنار فعالیت در حوزه فوتبال، بخشی از سرمایه بسیار زیاد خود را صرف خرید یک مبل فروشی در خیابان ولیعصر کرده است و البته بدش هم نمی آید در بازار ساخت و ساز سرمایه اش را به کار گیرد. در مورد ژنرال آبی ها شنیده می شود که او استخر و سونای پرطرفداری هم دارد.
7- غلام پیروانی، کسب و کار با گاوداری&laquo;شاغلام&raquo; برخلاف چهره و خلق و خوی سنتی اش، یکی از پولدارترین های فوتبالی به شمار می رود. ارث به جا مانده از خانواده پدری برای برادران پیروانی خوش یمن بود و در این بین فقط غلام بود که علاوه بر حضوری فعال در کار خرید و فروش زمین، شغل پدر را ادامه داد و گاوداری مدرنی را که یادگار پدرش بود، حفظ کرد و سرپا نگه داشت. البته به دلیل مشغله زیاد کاری، مدیریت این گاوداری را به عهده یکی از نزدیکانش گذاشته است و خود فقط گاهی به آنجا سر می زند تا خیالش از بابت تنها یادگار پدرش، راحت باشد.
8- فرهاد مجیدی، سرمایه دار آبی هاکاپیتان تازه به استقلال برگشته آبی ها هم که می توان نقش علی کریمی را در پرسپولیس، در استقلال به او داد، به واسطه سال ها حضور در فوتبال کشورهای حوزه خلیج فارس، سرمایه بسیاری جمع کرده و خود را از جمله مردان موفق اقتصادی فوتبال ایران می داند. مجیدی تقریبا همه داشته های مالی خود را در بخش ساختمان های دبی سرمایه گذاری کرده و یکی از مالکان بزرگ ساختمانی در این شهر تفریحی، اقتصادی است.
9- جواد نکونام، مردی در بازار عطرکاپیتان تیم ملی فوتبال و البته تیم استقلال، یکی از خوش پوش ترین چهره های فوتبالی است و شاید به همین دلیل است که به بازار عطر و ادکلن توجه زیادی دارد و حالا در واردات عطرهای خارجی یکی از فعالترین ها به شمار می آید. البته نکونام در کنار این تجارت شیک و البته پول ساز، با تنی چند از دوستان خودش تولیدی پوشاک و لوازم ورزشی هم تاسیس کرده است. نکونام از آخرین قرارداد خود با باشگاه اوساسونا، مبلغ زیادی دریافت کرد که در کنار آن علی فتح الله زاده هم مبلغ زیادی برای حضور او در استقلال هزینه کرد.
10- حامد کاویانپور، نمایشگاه دار اتومبیل
حامد کاویانپور؛ شاید جمع دارایی هایش یک چندم علی دایی و دیگران نباشد ولی این هافبک سابق ملی پوش تیم پرسپولیس، یک مدرسه فوتبال تاسیس کرده که همه امکانات و سهام آن متعلق به خودش است.
او در کنار آموزش فوتبال به نونهالان علاقه مند، علاقه بسیاری هم به بازار اتومبیل و علی الخصوص خودروهای گرانقیمت خارجی دارد. کاویانپور یک نمایشگاه بزرگ اتومبیل دارد که معمولا بازیکنانی نظیر علی کریمی و دیگران، ماشین های گرانقیمت خود را معمولا از طریق این بازیکن سابق پرسپولیس خریداری می کنند.





&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:05:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کريستوف کلمب مجرد بود. چرا؟</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com/کريستوف-کلمب-مجرد-بود-چرا</link>
<guid>https://mortezabojari.loxblog.com/کريستوف-کلمب-مجرد-بود-چرا</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;


    
        
            
            
                
                    
                        
                        
                        
                        &nbsp;
                        
                        چون اگر کريستوف کلمب ازدواج کرده بود? ممکن بود هيچگاه قاره امريکا را کشف نکند?چون
                        بجاي برنامه ريزي و تمرکز در مورد يک چنين سفر ماجراجويانه اي? بايد وقتش را به
                        جواب دادن به همسرش? در مورد سوالات زير مي گذراند : !ا
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                        - !کجا داري ميري؟
                        
                        -! با کي داري ميري؟
                        
                        -! واسه چي ميري؟
                        
                        -! چطوري ميري کشف؟
                        
                        -! براي کشف چي ميري؟
                        
                        -! چرا فقط تو ميري؟
                        
                        
                        -! تا تو برگردي من چيکار کنم؟
                        
                        &nbsp;
                        
                        -! مي تونم منم باهات بيام؟
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                        -راستشو بگو توي کشتي زن هم دارين؟&nbsp; &nbsp; &nbsp;
                        
                        -! بده ليست نفراتتو ببينم
                        
                        &nbsp;
                        
                        -!&nbsp;حالا کِي برمي گردي؟
                        
                        -! واسم چي مياري؟
                        
                        .
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                        
                        
                        &nbsp;
                        
                        
                        &nbsp;تو عمداً اين برنامه رو بدون من ريختي? اينطور نيست؟!ا
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                        -جواب منو بده !ا
                        
                        &nbsp;
                        
                        -!&nbsp;منظورت از اين نقشه چيه؟
                        
                        -! نکنه مي خواي با کسي در بري؟
                        
                        -! چطور ازت خبر داشته باشم؟
                        
                        -! چه مي دونم تا اونجا چه غلطي مي کني؟
                        
                        -! من اصلا نمي فهمم اين کشف درباره چيه؟
                        
                        -! مگه غير از تو آدم پيدا نمي شه؟
                        
                        -! تو هميشه اينجوري رفتار مي کني
                        
                        &nbsp;
                        
                        -!&nbsp;خودتو واسه خود شيريني مي ندازي جلو؟
                        
                        &nbsp;
                        
                        
                        &nbsp;من هنوز نمي فهمم? مگه چيز ديگه ايي هم براي کشف کردن&nbsp; &nbsp; &nbsp; مونده!ا
                        
                        &nbsp;
                        
                        
                        &nbsp;!چرا قلب شکسته ي منو کشف نمي کني؟
                        
                        -! اصلا من مي خوام باهات بيام
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                                                                          
                        &nbsp;
                        
                        فقط بايد يه ماه صبر کني تا مامانم اينا از مسافرت بيان!ا
                        
                        &nbsp;
                                                                          
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;واسه چي؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بيان!ا
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;آخه مامانم اينا تا حالا جايي رو کشف نکردن..!!ا.ا
                        
                        &nbsp;
                        
                        &nbsp;
                        
                    
                
            
            
        
    

&nbsp;
 --&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:05:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>یک امکان جدید ایرانسل برای مشترکین اعتباری</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com/یک-امکان-جدید-ایرانسل-برای-مشترکین-اعتباری</link>
<guid>https://mortezabojari.loxblog.com/یک-امکان-جدید-ایرانسل-برای-مشترکین-اعتباری</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;&nbsp;مشترکان سیم کارت های اعتباری ایرانسل می توانند با تماس با شماره تلفن
گویای رایگان 719، برای شماره مورد نظرشان پیام صوتی بفرستند.
ارسال پیامک صوتی یکی از خدمات جدید در دنیای گوشیهای همراه است. البته
طول پیغام ضبط شده حد اکثر می تواند 60 ثانیه باشد و هزینه ارسال هر
پیامک صوتی برای مشترکین سیم کارتهای اعتباری620 ریال تعیین شده است.

این امکان برای مشترکین ایرانسل irancell قرار گرفته که پس از ضبط پیام
خود، بتوانند پیام خود را سریعا پس از ضبط و یا در روز و ساعت دلخواه خود
به یکی از 3 روش ارسال پیامک، تماس خودکار و یا پیام چند رسانه ای (MMS)
برای مخاطب موردنظرشان ارسال کنند.


نحوه ارسال پیامک صوتی ایرانسل:
بر اساس این سرویس پیشرو، هر زمان که خواستید، می توانید با شماره گیری
تلفن گویای رایگان 719، تا 60 ثانیه برای مشترک مورد نظر خود پیغام
بگذارید.

پس از ضبط پیام، این امکان در اختیار شما قرار خواهد گرفت تا پیام خود را
به یکی از روش های زیر ارسال کنید:

پیامک:
مشترک مورد نظر با دریافت یک پیامک، از اینکه شما برای او پیامک صوتی
گذاشته اید مطلع می شود و می تواند برای شنیدن پیام های جدید خود از
شماره رایگان 719 و برای شنیدن پیام های قدیمی خود از شماره 720 (با
هزینه معادل نرخ مکالمه درون شبکه) استفاده نماید.

تماس خودکار:
سیستم با مشترک مورد نظر شما تماس می گیرد و پیام شما را پخش می کند.

پیام چند رسانه ای:
پیام ضبط شده شما به صورت یک فایل صوتی برای مشترک ارسال خواهد شد.

امکان ارسال به دیگر مشترکین ایرانسل:
از دیگر قابلیتهای این سرویس جدید، ارسال یک پیام صوتی برای چند مشترک و
یا ارسال پیام صوتی دریافت شده، برای مشترکین دیگر با روشهای مختلف شامل
پیامک، تماس خودکار و یا پیام چندرسانه ای است.

هزینه ارسال هر پیامک صوتی معادل 620 ریال می باشد.

همه مشترکین اعتباری می توانند برای سایر مشترکین اعتباری و دائمی پیغام بگذارند.

در صورتی قادر به استفاده از این سرویس از طریق پیام چندرسانهای خواهید
بود که تنظیمات پیام چندرسانه ای (MMS) خود را فعال کرده باشید. (در
صورتی که این تنظیمات را دریافت ننموده و یا فعال نکرده اید، کد &nbsp;را از
خط ایرانسل خود شماره گیری کنید.)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:05:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بيست عامل عقب ماندگی ایرانیان</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com/بيست-عامل-عقب-ماندگی-ایرانیان</link>
<guid>https://mortezabojari.loxblog.com/بيست-عامل-عقب-ماندگی-ایرانیان</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;









1. پیشداوری&zwnj;&nbsp;
اولین&zwnj; خصوصیتی&zwnj; که&zwnj; در ما وجود دارد، پیشداوری&zwnj;های&zwnj; فراوان&zwnj; نسبت&zwnj; به&zwnj;
بسیاری&zwnj; از امور است&zwnj;.
اگر هر کدام&zwnj; از ما به&zwnj; درون&zwnj; خودمان&zwnj; رجوع&zwnj; کنیم&zwnj; پیشداوریهای&zwnj; فراوان&zwnj;
می&zwnj;بینیم&zwnj;. این&zwnj; پیش&zwnj;داوری&zwnj;ها در کنش&zwnj; و واکنش&zwnj;های&zwnj; اجتماعی&zwnj; ما تاثیرات&zwnj;
منفی&zwnj; زیادی&zwnj; دارد. معمولا وقتی&zwnj; گفته&zwnj; می&zwnj;شود پیشداوری&zwnj;، بیشتر پیشداوری&zwnj;
منفی&zwnj; محل&zwnj; نظر است&zwnj; ولی&zwnj;آثار مخرب&zwnj; پیشداوری&zwnj; منحصر به&zwnj; پیشداوری&zwnj; منفی&zwnj;
نیست&zwnj;. پیشداوری&zwnj;های&zwnj; مثبت&zwnj; هم&zwnj; آثار مخرب&zwnj; خود را دارد. از جمله&zwnj;
خوشبینی&zwnj;های&zwnj; نابه&zwnj;جا که&zwnj; نسبت&zwnj; به&zwnj; برخی&zwnj; افراد و قشرها و لایه&zwnj;های&zwnj; اجتماعی&zwnj;
داریم&zwnj;.

2. دگماتیسم&zwnj; وجمود
نوعی&zwnj; دگماتیسم&zwnj; و جمود در ما ریشه&zwnj; کرده&zwnj; است&zwnj;. من&zwnj; اصلا تحقیقات&zwnj;
روانشناختی&zwnj; و تحقیقات&zwnj; تاریخی&zwnj; در این&zwnj;باره&zwnj; ندارم&zwnj; که&zwnj; چرا ملت&zwnj; ایران&zwnj; تا
این&zwnj; حد اهل&zwnj; جزم&zwnj; و جمود است&zwnj;.
یعنی&zwnj; واقعیت&zwnj; آن&zwnj; برای&zwnj; من&zwnj; محل&zwnj; انکار نیست&zwnj; اگرچه&zwnj; تبیینش&zwnj; برای&zwnj; من&zwnj;
امکان&zwnj;پذیر نیست&zwnj;. آنچه&zwnj; که&zwnj; در ما وجود دارد که&zwnj; از آن&zwnj; به&zwnj; جزم&zwnj; و جمود
تعبیر می&zwnj;شود این&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; باور ما یک&zwnj; ضمیمه&zwnj;ای&zwnj; دارد. یعنی&zwnj; ممکن&zwnj; است&zwnj; که&zwnj;
ما معتقد باشیم&zwnj; که&zwnj; فلان&zwnj; گزاره&zwnj; درست&zwnj; است،&zwnj; این&zwnj; سالم&zwnj; است&zwnj; اما اگر معتقد
باشیم&zwnj; که&zwnj; فلان&zwnj; گزاره&zwnj; محال&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; درست&zwnj; نباشد. این&zwnj; &quot;محال&zwnj; است&quot;،&zwnj;
انسان&zwnj; را تبدیل&zwnj; به&zwnj; انسان&zwnj; دگمی&zwnj; می&zwnj;کند. و ما کمتر می&zwnj;شود که&zwnj; به&zwnj; چیزی&zwnj;
معتقد باشیم&zwnj; و یک&zwnj; &quot;محال&zwnj; است&quot;&zwnj; منضم&zwnj; به&zwnj; این&zwnj; اعتقادمان&zwnj; نباشد. به&zwnj; تعبیر
دیگر وقتی&zwnj; ما یک&zwnj; عقیده&zwnj; داریم&zwnj; که&zwnj; فلان&zwnj; گزاره&zwnj; صحیح&zwnj; است&zwnj; یک&zwnj; عقیده&zwnj; دوم&zwnj;
داریم&zwnj; که&zwnj; گریزناپذیر است&zwnj; که&zwnj; فلان&zwnj; گزاره&zwnj; صحیح&zwnj; نباشد.










لطفا به ادامه مطلب توجه فرمایید...

&nbsp;
&nbsp;




























    
        
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            3. خرافه&zwnj;پرستی&zwnj;
            ویژگی&zwnj; دیگر ما خرافه&zwnj;پرستی&zwnj; است&zwnj; هم&zwnj; خرافه&zwnj; در بافت&zwnj; دینی&zwnj; و مذهبی&zwnj; و هم&zwnj;
            در بافت&zwnj;های&zwnj; غیر دینی&zwnj; و مذهبی&zwnj;، خرافه&zwnj; در بافت&zwnj; مذهبی&zwnj; یعنی&zwnj; چیزی&zwnj; که&zwnj; در
            دین&zwnj; نبوده&zwnj; و در آن&zwnj; وارد شده&zwnj; است&zwnj;.
            اما مهم&zwnj;تر این&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; به&zwnj; معنای&zwnj; سکولار آن&zwnj; هم&zwnj; خرافه&zwnj;پرست&zwnj; هستیم&zwnj;.
            خرافی&zwnj; به&zwnj; معنای&zwnj; باور آوردن&zwnj; به&zwnj; عقایدی&zwnj; که&zwnj; هیچ&zwnj; شاهدی&zwnj; به&zwnj; سود آن&zwnj; وجود
            ندارد ولی&zwnj; ما همچنان&zwnj; آن&zwnj; عقاید را در کف&zwnj; داریم&zwnj;.
            این&zwnj; سه&zwnj; مساله&zwnj; را می&zwnj;توان&zwnj; سه&zwnj; فرزند استدلال&zwnj; ناگرایی&zwnj; ما دانست&zwnj;. هر که&zwnj;
            اهل&zwnj; استدلال&zwnj; نباشد اهل&zwnj; این&zwnj; سه&zwnj; است&zwnj; بنابراین&zwnj; راه&zwnj;حل&zwnj; درمان&zwnj; این&zwnj; سه&zwnj;
            تقویت&zwnj; روحیه&zwnj; استدلال&zwnj;گرایی&zwnj; است&zwnj;.
            
            4. بهادادن&zwnj; به&zwnj; داوری&zwnj;های&zwnj; دیگران&zwnj; نسبت&zwnj; به&zwnj; خود
            ما به&zwnj; ندرت&zwnj; در &quot;منی&quot;&zwnj; که&zwnj; از خودمان&zwnj; تصور داریم&zwnj; زندگی&zwnj; می&zwnj;کنیم&zwnj; و همیشه&zwnj;
            توجه&zwnj;مان&zwnj; به&zwnj; &quot;منی&quot;&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; دیگران&zwnj; از ما تصور دارند و همیشه&zwnj; ترازوی&zwnj; ما
            در بیرون&zwnj; ماست&zwnj;. این&zwnj; بهادادن&zwnj; به&zwnj; داوری&zwnj;های&zwnj; دیگران&zwnj; علت&zwnj;العلل&zwnj; یک&zwnj;سری&zwnj;
            مشکلات&zwnj; فرهنگی&zwnj; جامعه&zwnj; ماست&zwnj;.
            
            5. همرنگی&zwnj; با جماعت&zwnj;
            نکته&zwnj; پنجم&zwnj; ناشی&zwnj; از نکته&zwnj; چهارم&zwnj; است&zwnj; به&zwnj; این&zwnj; معنا که&zwnj; ما هیچ&zwnj;وقت&zwnj; در
            برابر جمهوری&zwnj; که&zwnj; با آن&zwnj; سروکار داریم&zwnj;، نتوانسته&zwnj;ایم&zwnj; سخنی بگوییم&zwnj; که&zwnj; در
            مقابله&zwnj; با آن&zwnj; است&zwnj; و همیشه&zwnj; همرنگ&zwnj; شدن&zwnj; با جماعت&zwnj; برای&zwnj; ما مهم&zwnj; است&zwnj;.
            
            6. تلقین&zwnj;پذیری&zwnj;
            تلقین&zwnj; یعنی&zwnj; رأیی&zwnj; را بیان&zwnj; کردن&zwnj; و آرای&zwnj; مخالف&zwnj; را بیان&zwnj; نکردن&zwnj; و مخاطب&zwnj;
            را در معرض&zwnj; همین&zwnj; رای&zwnj; قرار دادن&zwnj;. هر وقت&zwnj; شما در برابر هر عقیده&zwnj;ای&zwnj; نظر
            مخالفان&zwnj; آن&zwnj; را هم&zwnj; خواستید نشان&zwnj; می&zwnj;دهد که&zwnj; تلقین&zwnj;پذیر نیستید.
            تلقین&zwnj;پذیری&zwnj; یعنی&zwnj; قبول&zwnj; تک&zwnj;آوایی&zwnj;.
            
            7. القاپذیری&zwnj;
            القاپذیری&zwnj; به&zwnj; لحاظ&zwnj; روان&zwnj;شناختی&zwnj; با تلقین&zwnj;پذیری&zwnj; متفاوت&zwnj; است&zwnj;. در القا یک&zwnj;
            رای&zwnj; آنقدر تکرار می&zwnj;شود تا تکرار جای&zwnj; دلیل&zwnj; را بگیرد. اگر من&zwnj; گفتم&zwnj; فلان&zwnj;
            گزاره&zwnj; صحیح&zwnj; است&zwnj; شما از من&zwnj; انتظار دلیل&zwnj; دارید اما من&zwnj; به&zwnj; جای&zwnj; اینکه&zwnj;
            دلیل&zwnj; بیاورم&zwnj; 200 بار فلان&zwnj; گزاره&zwnj; را تکرار می&zwnj;کنم&zwnj; و کم&zwnj;کم&zwnj; ما فکر
            می&zwnj;کنیم&zwnj; که&zwnj; تکرار مدعا جای&zwnj; دلیل&zwnj; را می&zwnj;گیرد. یعنی&zwnj; به&zwnj; جای&zwnj; اقامه&zwnj; دلیل&zwnj;
            خود مدعا تکرار می&zwnj;شود و این&zwnj; هنری&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; در پروپاگاندا یا آوازه&zwnj;گری&zwnj;
            وجود دارد.
            اینکه&zwnj; رسانه&zwnj;ها وقتی&zwnj; در دست&zwnj; قدرت&zwnj;ها قرار می&zwnj;گیرند آنها خوشحال&zwnj; می&zwnj;شوند
            به&zwnj; دلیل&zwnj; وجود همین&zwnj; روحیه&zwnj; القاپذیری&zwnj; در مردم&zwnj; است&zwnj;. والا اگر ملتی&zwnj;
            القاپذیر نباشد هرچه&zwnj; که&zwnj; رسانه&zwnj;ها بگویند چون&zwnj; دائما دلیل&zwnj; می&zwnj;خواهند کسی&zwnj; از
            به&zwnj; دست&zwnj; گرفتن&zwnj; رادیو و تلویزیون&zwnj; اظهار خوشحالی&zwnj; نمی&zwnj;کند.
            
            8. تقلید
            منظور من&zwnj; از تقلید نه&zwnj; آنست&zwnj; که&zwnj; در فقه&zwnj; گفته&zwnj; می&zwnj;شود. مراد تقلید به&zwnj;
            معنای&zwnj; روانشناختی&zwnj; آن&zwnj; است&zwnj;. یعنی&zwnj; اینکه&zwnj; من&zwnj; آگاهانه&zwnj; یا ناآگاهانه&zwnj; تحت&zwnj;
            الگوی&zwnj; شخصی&zwnj; باشم&zwnj;.
            یعنی&zwnj; من&zwnj; خودم&zwnj; را مانند تو می&zwnj;کنم&zwnj; و به&zwnj; تو تشبه&zwnj; می&zwnj;جویم&zwnj; و تقلید، یعنی&zwnj;
            من&zwnj; تو را الگو گرفته&zwnj;ام&zwnj;. آن&zwnj;چه&zwnj; که&zwnj; در عرفان&zwnj; گفته&zwnj; می&zwnj;شود که&zwnj; تشبه&zwnj; به&zwnj;
            خدا بجویید، اگر این&zwnj; کار را با انسان&zwnj;ها انجام&zwnj; دادیم&zwnj; تعبیر به&zwnj; تقلید
            می&zwnj;شود و این&zwnj; تقلید هم&zwnj; در ادیان&zwnj; و مذاهب&zwnj; و عرفان&zwnj; مورد توبیخ&zwnj; است&zwnj;.
            
            9. تعبد
            تعبد یعنی&zwnj; سخنی&zwnj; را پذیرفتن&zwnj; صرفا به&zwnj; این&zwnj; دلیل&zwnj; که&zwnj; فلان&zwnj; شخص آن&zwnj; را گفته&zwnj;
            است&zwnj;. یعنی&zwnj; اینکه&zwnj; اگر صورت&zwnj; استدلالی&zwnj; من، &zwnj; ذهن&zwnj; من&zwnj; را آزار ندهد که&zwnj;
            فلان&zwnj; گزاره&zwnj; صحیح&zwnj; است&zwnj; چون&zwnj; فلان&zwnj; شخص گفته&zwnj; است:&zwnj; &quot;فلان&zwnj; گزاره&zwnj; صحیح&zwnj;
            است&quot;،&zwnj; من&zwnj; اهل&zwnj; تعبدم&zwnj;.
            آیه&zwnj;ای&zwnj; در قرآن&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; معمولا کمتر نقل&zwnj; می&zwnj;شود اتخذو احبارهم&zwnj; و رهبانهم&zwnj;
            من&zwnj; دون&zwnj;ا... که&zwnj; در باب&zwnj; روحانیت&zwnj; نصاری&zwnj; و یهود است&zwnj; که&zwnj; فراوان&zwnj; می&zwnj;گوید
            که&zwnj; یهودیان&zwnj; و نصاری،&zwnj; روحانیون&zwnj; خود را می&zwnj;پرستیدند چه&zwnj; من&zwnj; دون&zwnj;ا... را به&zwnj;
            جای&zwnj; خدا بگیرم&zwnj; یا علاوه&zwnj; بر خدا. صحابی&zwnj; از امام&zwnj; باقر(ع) می&zwnj;پرسد که&zwnj; آیا
            واقعا می&zwnj;پرستیدند حضرت&zwnj; در جواب&zwnj; می&zwnj;گوید: هرگز این&zwnj;گونه&zwnj; نیست،&zwnj; روحانیون&zwnj;
            مسیحی&zwnj; به&zwnj; مردم&zwnj; نمی&zwnj;گفتند که&zwnj; ما را بپرستید و اگر هم&zwnj; می&zwnj;گفتند، کسی&zwnj;
            نمی&zwnj;پرستید. اما اینکه&zwnj; قرآن&zwnj; به&zwnj; آنها این&zwnj; نسبت&zwnj; را می&zwnj;دهد به&zwnj; این&zwnj; دلیل&zwnj;
            است&zwnj; که&zwnj; رفتاری&zwnj; که&zwnj; با خدا باید می&zwnj;داشتند با روحانیون&zwnj; خود داشتند. مجموعه&zwnj;
            عوامل&zwnj; دسته&zwnj; دوم&zwnj; ناشی&zwnj; از یک&zwnj; عمل&zwnj; واحد است&zwnj; و آن&zwnj; اینکه&zwnj; ما زندگی&zwnj; اصیل&zwnj;
            نداریم&zwnj;. زندگی&zwnj; اصیل&zwnj; به&zwnj; تعبیر روانشناسان&zwnj; انسان&zwnj;گرا و به&zwnj; تعبیر عرفا
            یعنی&zwnj; زندگی&zwnj; براساس&zwnj; فهم&zwnj; و تشخیص خود. زندگی&zwnj; اصیل&zwnj; را فقط&zwnj; کسانی&zwnj; انجام&zwnj;
            می&zwnj;دهند که&zwnj; دو سرمایه&zwnj; دارند: عقل&zwnj; در مسائل&zwnj; نظری&zwnj; و وجدان&zwnj; در مسائل&zwnj; عملی&zwnj;.
            
            10. شخصیت&zwnj;پرستی&zwnj;
            کمتر مردمی&zwnj; به&zwnj; اندازه&zwnj; ما شخصیت&zwnj;پرستند و شخصیت&zwnj;پرستی&zwnj; جز این&zwnj; نیست&zwnj; که&zwnj;
            شخصیتی&zwnj; خود را بر خود عرضه&zwnj; می&zwnj; کند و خوبی&zwnj;هایی را&zwnj; که&zwnj; در زندگی&zwnj; اطراف&zwnj;
            خودمان&zwnj; نمی&zwnj;بینیم،&zwnj; از سر توهم&zwnj; به&zwnj; او نسبت&zwnj; می&zwnj;دهیم&zwnj; و او را به&zwnj; دست&zwnj;
            خودمان&zwnj; بزرگ&zwnj; می&zwnj;کنیم&zwnj;.
            
            11. تعصب&zwnj;
            تعصب&zwnj; هم&zwnj; افق&zwnj; با شخصیت&zwnj;پرستی&zwnj; است&zwnj;. تعصب&zwnj; به&zwnj; معنای&zwnj; چسبیدن&zwnj; به&zwnj; آنچه&zwnj; که&zwnj;
            داریم&zwnj; و نگاه&zwnj; نکردن&zwnj; به&zwnj; چیزهای&zwnj; فراوانی&zwnj; که&zwnj; نداریم&zwnj;. اگر من&zwnj; شیفته&zwnj;
            آن&zwnj;چه&zwnj; که&zwnj; دارم&zwnj; شدم&zwnj; و فکر کردم&zwnj; جای&zwnj; نداشته&zwnj;ها را هم&zwnj; برایم&zwnj; می&zwnj;گیرد من&zwnj;
            نسبت&zwnj; به&zwnj; آن&zwnj; تعصب&zwnj; پیدا کرده&zwnj;ام&zwnj; و اینجاست&zwnj; که&zwnj; من&zwnj; نسبت&zwnj; به&zwnj; کسانی&zwnj; که&zwnj;
            به&zwnj; آن&zwnj; وفاداری&zwnj; ندارند، دو دیدگاه&zwnj; پیدا می&zwnj;کنم&zwnj;. گروهی&zwnj; خودی&zwnj; می&zwnj;شوند و
            گروهی&zwnj; غیرخودی&zwnj;.
            قرآن&zwnj; خودی&zwnj; و غیرخودی&zwnj; را رد کرده&zwnj; است&zwnj; چرا که&zwnj; درباره&zwnj; حب&zwnj; و بغض&zwnj; می&zwnj;گوید:
            وقتی&zwnj; با گروهی&zwnj; دشمنید دشمنی&zwnj; باعث&zwnj; نشود درباره&zwnj; آنها عدالت&zwnj; و انصاف&zwnj; را
            فراموش&zwnj; کنید.
            درباره&zwnj; دوستی&zwnj; هم&zwnj; می&zwnj;گوید: همیت&zwnj; جاهلیت&zwnj; شما را نگیرد. همیت&zwnj; جاهلیت&zwnj; یعنی&zwnj;
            اینکه&zwnj; چون&zwnj; فلانی&zwnj; از قبیله&zwnj; من&zwnj; است&zwnj;. طرف&zwnj; او را چه&zwnj; ظالم&zwnj; باشد یا عادل&zwnj;
            می&zwnj;گیرم&zwnj;. به&zwnj; عبارت&zwnj; دیگر ویژگی&zwnj;های&zwnj; خود او مهم&zwnj; نیست&zwnj; بلکه&zwnj; ویژگی&zwnj;های&zwnj;
            تعلقی&zwnj; او مهم&zwnj; است&zwnj;.
            
            12. اعتقاد به&zwnj; برگزیدگی&zwnj;
            هر کدام&zwnj; از ما اگر به&zwnj; خودمان&zwnj; رجوع&zwnj; کنیم&zwnj; می&zwnj;بینیم&zwnj; به&zwnj; نوعی&zwnj; فکر می&zwnj;کنیم&zwnj;
            که به&zwnj; نوعی&zwnj; مورد لطف&zwnj; خدا هستیم&zwnj;.
            یعنی&zwnj; درست&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; ممکن&zwnj; است&zwnj; وضع&zwnj; ما به&zwnj; مو بند باشد، اما پاره&zwnj; نمی&zwnj;شود
            و اکثر اهمالها و بی&zwnj;توجی&zwnj;ها ناشی&zwnj; از همین&zwnj; نکته&zwnj; است&zwnj;. لایپ نیتس&zwnj; اصطلاحی&zwnj;
            داشت&zwnj; که&zwnj; برای&zwnj; موارد دیگری&zwnj; به&zwnj; کار می&zwnj;برد. این&zwnj; اصطلاح&zwnj; هماهنگی&zwnj; پیش&zwnj;
            بنیاد بود به&zwnj; معنی&zwnj; اینکه&zwnj; گویا همه&zwnj; امور از پیش&zwnj; حاصل&zwnj; آمده&zwnj; است&zwnj; اما گویا
            ما این&zwnj; هماهنگی&zwnj; پیش&zwnj;بنیاد را راجع&zwnj; به&zwnj; خودمان&zwnj; قائلیم&zwnj;.
            
            13. تجربه&zwnj; نیندوختن&zwnj; از گذشته&zwnj;
            پس&zwnj; از اقدامات&zwnj; انسان&zwnj;دوستانه&zwnj; افرادی&zwnj; چون&zwnj; ماندلا واسلاوهاول&zwnj; و اقدامات&zwnj;
            انسان&zwnj;دوستانی&zwnj; که&zwnj; در باب&zwnj; &quot;فرهنگی&zwnj; کردن&zwnj; سیاست&zwnj;&quot; تلاش&zwnj; کردند، زیاد
            شنیده&zwnj;ایم&zwnj; که&zwnj; ببخش&zwnj; و فراموش&zwnj; کن&zwnj; یا ببخش&zwnj; و فراموش&zwnj; نکن&zwnj;. اما داستان&zwnj; بر
            سر این&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; اگر شما ببخشایید و فراموش&zwnj; کنید باز هم&zwnj; از همانجا ضربه&zwnj;
            می&zwnj;خورید. انسان&zwnj;های&zwnj; سالم&zwnj; کسانی&zwnj; هستند که&zwnj; در درونشان&zwnj; می&zwnj;توانند بزرگترین&zwnj;
            دشمنان&zwnj; خود را از لحاظ&zwnj; عاطفی&zwnj; ببخشایند، چرا که&zwnj; از لحاظ&zwnj; عاطفی&zwnj; باید بخشود
            اما از لحاظ&zwnj; ذهنی&zwnj; نباید فراموش&zwnj; کرد. اما متاسفانه&zwnj; ما عکس&zwnj; این&zwnj; عمل&zwnj;
            می&zwnj;کنیم&zwnj;،از لحاظ&zwnj; عاطفی&zwnj; نمی&zwnj;بخشیم&zwnj; و کینه&zwnj;جویی&zwnj; در ما زنده&zwnj; است&zwnj;، اما به&zwnj;
            لحاظ&zwnj; ذهنی&zwnj; فراموش&zwnj; می&zwnj;کنیم&zwnj; چرا که&zwnj; حافظه&zwnj; تاریخی&zwnj; ملت&zwnj; ما بسیار کند و تار
            است&zwnj;.
            
            14. جدی&zwnj; نگرفتن&zwnj; زندگی&zwnj;
            سقراط&zwnj; از ما می&zwnj;خواست&zwnj; که&zwnj; در عین&zwnj; شوخ&zwnj;طبعی&zwnj; زندگی&zwnj; را جدی&zwnj; بگیریم&zwnj; کسانی&zwnj;
            زندگی&zwnj; را جدی&zwnj; می&zwnj;گیرند که&zwnj; دو نکته&zwnj; را باور کنند.
            1-باور به&zwnj; مستثنی&zwnj; نبودن&zwnj; از قوانین&zwnj; حاکم&zwnj; بر جهان&zwnj;.
            دلیل&zwnj; هر جدی&zwnj; نگرفتن&zwnj; مستثنی&zwnj; ندانستن&zwnj; خود از قوانین&zwnj; هستی&zwnj; است&zwnj;.
            2-نسبت&zwnj;سنجی&zwnj; در امور
            روانشناسان&zwnj; اصطلاحی&zwnj; دارند با این&zwnj; مضمون&zwnj; که&zwnj; انسان&zwnj; باید بتواند وزن&zwnj; امور
            را نسبت&zwnj; به&zwnj; هم&zwnj; بسنجد. انسان&zwnj;هایی&zwnj; که&zwnj; زندگی&zwnj; را جدی&zwnj; نمی&zwnj;گیرند چیزهای&zwnj;
            مهمتر را برای&zwnj; چیزهای&zwnj; مهم&zwnj; رها می&zwnj;کنند. فراوانند انسان&zwnj;هایی&zwnj; که&zwnj; در طول&zwnj;
            زندگی&zwnj; خطای&zwnj; تاکتیکی&zwnj; نمی&zwnj;کنند اما خطای&zwnj; استراتژیک&zwnj; عظیم&zwnj; دارند یعنی&zwnj; کل&zwnj;
            زندگی&zwnj; را می&zwnj;بازند اما در ریزه&zwnj;کاری&zwnj;ها وسواس&zwnj; دارند.
            
            15. دیدگاه مبتذل&zwnj; نسبت&zwnj; به&zwnj; کار
            دیدگاه&zwnj; کمتر مردمی&zwnj; نسبت&zwnj; به&zwnj; کار تا حد دیدگاه&zwnj; ما نسبت&zwnj; به&zwnj; کار مبتذل&zwnj;
            است&zwnj;. ما کار را فقط&zwnj; برای&zwnj; درآمد می&zwnj;خواهیم&zwnj; و بنابراین&zwnj; اگر درآمد را
            بتوانیم&zwnj; از راه&zwnj; بیکاری&zwnj; هم&zwnj; به&zwnj; دست&zwnj; آوریم&zwnj; از کار استقبال&zwnj; نمی&zwnj;کنیم&zwnj;.
            در واقع&zwnj; ما کار را اجتناب&zwnj;ناپذیر می&zwnj;دانیم&zwnj; در حالی&zwnj; که&zwnj; باید دیدگاه&zwnj; مولوی&zwnj;
            را درباره&zwnj; کار داشته&zwnj; باشیم&zwnj; که&zwnj; معتقد بود کار جوهر انسان&zwnj; است&zwnj;.
            
            16. قائل&zwnj; نبودن&zwnj; به&zwnj; ریاضت&zwnj;
            ریاضت&zwnj; در این&zwnj; جا نه&zwnj; به&zwnj; معنای&zwnj; آنچه&zwnj; که&zwnj; مرتاضان&zwnj; انجام&zwnj; می&zwnj;دهند ریاضت&zwnj;
            به&zwnj; معنای&zwnj; اینکه&zwnj; باید دانست در زندگی&zwnj; همه&zwnj; چیز را نمی&zwnj;توان {به دست آورد}&zwnj;.
            بنابراین&zwnj; باید چیزهایی&zwnj; را فدا کرد تا چیزهای&zwnj; باارزش&zwnj;تری&zwnj; را به&zwnj; دست&zwnj;آورد.
            قدمای&zwnj; ما می&zwnj;گفتند دنیا دار تزاحم&zwnj; است&zwnj; یعنی&zwnj; همه&zwnj; محاسن&zwnj; در یک&zwnj;جا قابل&zwnj;
            جمع&zwnj; نیست&zwnj; به&zwnj; تعبیر نیما یوشیج&zwnj; تا چیزها ندهی&zwnj; چیزکی&zwnj; به&zwnj; تو نخواهند داد.
            در زبان&zwnj;های&zwnj; اروپایی&zwnj; قداست&zwnj; از ماده&zwnj; فداکاری&zwnj; است&zwnj;. عارفان&zwnj; مسیحی&zwnj;
            می&zwnj;گفتند اینکه&zwnj; فداکاری&zwnj; و قداست&zwnj; از یک&zwnj; ماده&zwnj;اند به&zwnj; این&zwnj; دلیل&zwnj; است&zwnj; که&zwnj;
            قداست&zwnj; به&zwnj; دست&zwnj; نمی&zwnj;آید مگر به&zwnj; قیمت&zwnj; از دست&zwnj; دادن&zwnj; چیزهای&zwnj; فراوان&zwnj;.
            ولی&zwnj; ما می&zwnj;خواهیم&zwnj; همه&zwnj; چیز را داشته&zwnj; باشیم&zwnj; و وقتی&zwnj; دیدگاهمان&zwnj; نسبت&zwnj; به&zwnj;
            کار آنگونه&zwnj; است&zwnj;. نسبت&zwnj; به&zwnj; مصرف&zwnj; هم&zwnj; دیدگاهمان&zwnj; این&zwnj;گونه&zwnj; می&zwnj;شود و باعث&zwnj;
            می&zwnj;شود دچار مصرف&zwnj;زدگی&zwnj; شویم&zwnj;. وقتی&zwnj; ما بحث&zwnj; مصرف&zwnj;زدگی&zwnj; را مطرح&zwnj; می&zwnj;کنیم،&zwnj;
            مطرح&zwnj; می&zwnj;کنند که&zwnj; شما از اوضاع&zwnj; جامعه&zwnj; و فقر خبر ندارید. باید گفت&zwnj;
            مصرف&zwnj;زدگی&zwnj; یک&zwnj; دیدگاه&zwnj; است&zwnj; نه&zwnj; یک&zwnj; امکان&zwnj;؛ یعنی&zwnj; فرد فقیر هم&zwnj; در سرسویدای
            دل خود می&zwnj;گوید کاش&zwnj; بیشتر داشتم&zwnj; و بیشتر مصرف&zwnj; می&zwnj;کردم&zwnj;. کدام&zwnj; یک&zwnj; از ما
            برای&zwnj; آرمان&zwnj;های&zwnj; خود حاضر است&zwnj; به&zwnj; قدر ضرورت&zwnj; اکتفا کند. این&zwnj; مصرف&zwnj;زدگی&zwnj; ما
            را به&zwnj; دنائت&zwnj; می&zwnj;کشد. اگر ما بودیم&zwnj; و فقط&zwnj; ضروریات&zwnj; زندگی&zwnj; مجبور به&zwnj; کرنش&zwnj;
            کردن&zwnj; نبودیم&zwnj;.
            
            17. از دست&zwnj; رفتن&zwnj; قوه&zwnj; تمیز بین&zwnj; خوشایند و مصلحت&zwnj;
            مردمی&zwnj; که&zwnj; منافع&zwnj; کوتاه&zwnj;مدت&zwnj; را ببینند و قدرت&zwnj; دیدن&zwnj; منافع&zwnj; درازمدت&zwnj; را
            نداشته&zwnj; باشند در معرض&zwnj; فریب&zwnj;خوردگی&zwnj; هستند. دلیل&zwnj; موفقیت&zwnj; سیاست&zwnj;های&zwnj;
            پوپولیستی&zwnj; در کشور که&zwnj; در یک&zwnj; سال&zwnj; اخیر هم&zwnj; رواج&zwnj; پیدا کرده&zwnj;، ندیدن&zwnj; منافع&zwnj;
            درازمدت&zwnj; است&zwnj;. وقتی&zwnj; منافع&zwnj; بلندمدت&zwnj; دیده&zwnj; نشود منافع&zwnj; کوتاه&zwnj;مدت&zwnj; تامین&zwnj;
            می&zwnj;شود به&zwnj; قیمت&zwnj; نکبت&zwnj; و ادبار درازمدت&zwnj;.
            
            18. زیاده&zwnj;گویی&zwnj;
            ما درست&zwnj; برخلاف&zwnj; آنچه&zwnj; که&zwnj; در ادیان&zwnj; و مذاهب&zwnj; گفته&zwnj; می&zwnj;شود زیاده&zwnj;گو هستیم&zwnj;
            و پرحرف&zwnj; می&zwnj;زنیم&zwnj;.
            نقل&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; عرفا هم&zwnj; در سکوت&zwnj; تبادل&zwnj; روحی&zwnj; داشتند اما ما ملت&zwnj; پرسخنی&zwnj;
            هستیم&zwnj; و آسان&zwnj;ترین&zwnj; کار برای&zwnj; ما حرف&zwnj;زدن&zwnj; است&zwnj;.
            
            19. زبان&zwnj; پریشی&zwnj;
            بدتر از پرسخنی&zwnj; ما زبان&zwnj;پریشی&zwnj; ماست&zwnj;. زبان&zwnj;پریشی&zwnj; به&zwnj; این&zwnj; معنا است&zwnj; که&zwnj;
            انسان&zwnj; حرف&zwnj; خود را خودش&zwnj; هم&zwnj; متوجه&zwnj; نمی&zwnj;شود. یعنی&zwnj; اگر تحلیل&zwnj; روانشناختی&zwnj;
            در سخنان&zwnj; ما انجام&zwnj; شود اصلا برخی&zwnj; جملات&zwnj; معنا ندارد. سخنان&zwnj; همه&zwnj; مانند
            شهرک&zwnj;های&zwnj; سینمایی&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; در زمان&zwnj; فیلم&zwnj; پر از دژ و قلعه&zwnj; است&zwnj; اما وقتی&zwnj;
            فشار می&zwnj;دهیم&zwnj; فرو می&zwnj;ریزد. به&zwnj; تعبیر دیگر حرف&zwnj;های&zwnj; ما پشتوانه&zwnj; ندارد و همه&zwnj;
            ما از صدر تا ذیل&zwnj; یاوه&zwnj; می&zwnj;گوییم&zwnj;. و به&zwnj; همین&zwnj; دلیل&zwnj; هم&zwnj; به&zwnj; لحاظ&zwnj; ذهنی&zwnj; تا
            این&zwnj; حد پریشانیم&zwnj;. کسانی&zwnj; که&zwnj; سرگردانی&zwnj; ذهنی&zwnj; دارند اول&zwnj; باید زبان&zwnj; خود را
            پالایش&zwnj; کنند. یعنی&zwnj; باید حرف&zwnj; را فهمیده&zwnj; بزنند، و از طرف&zwnj; مقابل&zwnj; هم&zwnj; حرف&zwnj;
            فهمیده&zwnj; بخواهند. نوام&zwnj; چامسکی&zwnj; برای&zwnj; اینکه&zwnj; ثابت&zwnj; کند که&zwnj; هر جمله&zwnj;ای&zwnj; که&zwnj;
            قواعد نحوی&zwnj; و صرفی&zwnj; آن&zwnj; رعایت&zwnj; شده،&zwnj; صرفا بامعنا نیست&zwnj; جملاتی&zwnj; می&zwnj;گفت&zwnj; بطور
            مثال&zwnj; می&zwnj;گفت&zwnj;: وقتی&zwnj; می&zwnj;گویند &laquo;پسر برادر مثلث&zwnj; ما عاشق&zwnj; بیضی&zwnj; شما شده&zwnj;
            است&zwnj;&raquo;. قواعد صرفی&zwnj; و نحوی&zwnj; آن&zwnj; رعایت&zwnj; شده&zwnj; است، اما بامعنا نیست&zwnj;.
            
            20. ظاهرنگری&zwnj;
            ظاهرنگری&zwnj; به&zwnj; دلیل&zwnj; غلبه&zwnj; روحیه&zwnj; فقهی&zwnj; در دین&zwnj;، بر کل&zwnj; کارهایمان&zwnj; سایه&zwnj;
            افکنده&zwnj; است&zwnj;. یعنی&zwnj; به&zwnj; جای&zwnj; آنکه&zwnj; ما به&zwnj; ارزش&zwnj; و انگیزه&zwnj; کار توجه&zwnj; کنیم&zwnj;
            فریفته&zwnj; ظاهر می&zwnj;شویم&zwnj;. این&zwnj; ظاهربینی&zwnj;ها ما را برای&zwnj; ظاهرفریبی&zwnj; آماده&zwnj;
            می&zwnj;کند. در هر جا که&zwnj; اخلاق&zwnj;، عرفان&zwnj; و روانشناسی&zwnj; فدای&zwnj; فقه&zwnj; و ظواهر شود
            این&zwnj; روحیه&zwnj; غلبه&zwnj; پیدا می&zwnj;کند.
            در پایان&zwnj; پیشنهادی&zwnj; دارم&zwnj; که&zwnj; دارای&zwnj; دو نکته&zwnj; است&zwnj;:
            اول&zwnj; اینکه&zwnj; در باب&zwnj; هر کدام&zwnj; از موارد مطرح&zwnj;شده&zwnj; فکر کنیم&zwnj; که&zwnj; درست&zwnj; است&zwnj; یا
            نه&zwnj;. اگر درست&zwnj; است&zwnj; اول&zwnj; کاری&zwnj; که&zwnj; باید کرد این&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; در شخص خودمان&zwnj;
            بررسی&zwnj; کنیم&zwnj;. یعنی&zwnj; اینکه&zwnj; این&zwnj; نکته&zwnj;ها را ذره&zwnj;بین&zwnj; نکنیم&zwnj; و روی&zwnj; دیگران&zwnj;
            بگیریم&zwnj; بلکه&zwnj; اول&zwnj; ذره&zwnj;بین&zwnj; را روی&zwnj; خودمان&zwnj; بگیریم&zwnj;.
            نکته&zwnj; دوم&zwnj;: اینکه&zwnj; اگر مطالب&zwnj; گفته&zwnj; شده&zwnj; درست&zwnj; است&zwnj; روشنفکران&zwnj; و مصلحان&zwnj;
            اجتماعی&zwnj; به&zwnj; جای&zwnj; اینکه&zwnj; همیشه&zwnj; مجیز مردم&zwnj; را بگویند و فکر کنند تمام&zwnj;
            مشکلات&zwnj; متوجه&zwnj; رژیم&zwnj; سیاسی&zwnj; است&zwnj;. باید از مجیزگویی&zwnj; مردم&zwnj; دست&zwnj; بردارند و
            به&zwnj; مردم&zwnj; بگوییم&zwnj; چون&zwnj; شما اینگونه&zwnj;اید حاکمان&zwnj; هم&zwnj; آنگونه&zwnj;اند.
            حاکمان&zwnj; زائیده&zwnj; این&zwnj; فرهنگند جامعه&zwnj;ای&zwnj; که&zwnj; فرهنگش&zwnj; این&zwnj; باشد ناگزیر سیاستش&zwnj;
            هم&zwnj; آن&zwnj; می&zwnj;شود و اقتصادش&zwnj; هم&zwnj; آن&zwnj; می&zwnj;شود. خطاست&zwnj; که&zwnj; روشنفکران&zwnj; و مصلحان&zwnj;
            اجتماعی&zwnj; برای پیداکردن&zwnj; شخصیت&zwnj; اجتماعی و&zwnj; محبوبیت&zwnj; اجتماعی&zwnj; مجیز مردم&zwnj; را
            بگویند و بگوییم&zwnj; که&zwnj; مردم&zwnj; هیچ&zwnj; عیب&zwnj; و نقصی&zwnj; ندارند؛ چرا که&zwnj; رژیم&zwnj; سیاسی&zwnj;
            زاده&zwnj; مردم&zwnj; است&zwnj; و رژیم&zwnj; سیاسی&zwnj; بهتر، به&zwnj; فرهنگ&zwnj; بهتر نیاز دارد.
            
            
            
            مصطفي ملكيان
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
            
        
    





























&nbsp;
&nbsp;


&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:05:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تفکرات فشنی</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com/تفکرات-فشنی-1</link>
<guid>https://mortezabojari.loxblog.com/تفکرات-فشنی-1</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد
ژوزف مورفی


]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:05:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خدایا!!!</title>
<link>https://mortezabojari.loxblog.com/خدایا</link>
<guid>https://mortezabojari.loxblog.com/خدایا</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:05:26 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

